
بگذار مرا به جرم کافربودن اعدام کنندبگذار مرا به نداشتن دین محکومم کنندمرا به اعدامی محکوم کنند که مجرمش نیستمتنها مرا به جرم عاشق شدن دار میزنندبه جرم دوست داشتن تودر دل من اما هیچ چیز کم نمی شودذره ای از عشق تو در من کم نخواهد شدجرم من عاشقی بودحکمم اعداماما بدان تا اخرین جرعه از جانمنام تورا بر زبان دارمبه عشق تو، کافرشدم از دین خودمسلمان از دین خود کافر نمی شودکافر دین تو شده اممسلمان از قبله خود بر نمیگرددازقبله خود سر بر نمی دارم ای عشق....نسترن فتحی اجیرلو...
ادامه مطلب
چشمانم را می بندم با تمام توان اما خاطره هایت میان پلک هایم می سوزد سیل اشک هایم تا خود صبح ادامه دارد ببین نبودنت مرا با خود غرق کرده نسترن فتحی اجیرلو...
ادامه مطلب